منجی در قرآن

 منجی در قرآن

اميد به نجات و انتظار بهروزي در قرآن مجيد به صورت شعار و صرفاً يك آرمان طرح نشده، بلكه وجود مستمر رهبر اين نجات پرداخته شده است. و خط ناجي و موعود پس از رسول اكرم(صلي الله عليه وآله وسلم) به خوبي ترسيم شده است؛ به خلاف نجات خواهي در متون اديان ديگر كه تنها به كليات و اصل ضرورت آن پرداخته‌اند.

در قرآن مجيد آياتي فراواني است که لازمة آنها، وجودمستمر يک انسان الهي و جانشين بر حق رسول اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) در تمامي طول تاريخ است که وظيفة نجات نهايي بشر را عهده‌دار است كه تعدادي از اين آيات را به طور اجمالي مورد بررسي قرار مي‌دهيم:

1. لاينال عهدي الظالمين ‌[1] دلالت و مضمون التزامي اين آيه آن است که عهد و امامت الهي (مقام ناجي و موعود) که به ابراهيم(عليه السلام) داده شد، پس از او سنتي جاري و هميشگي است که حضرت ابراهيم(عليه السلام) آن‌را براي ذرية خود طلب کرد و خداوند خبر داد که اين عهد اختصاص به غير ظالمين دارد. پس بايد همواره چنين شخصيت شايسته‌اي روي زمين باشد.

2. انما انت منذر ولکل قوم هاد [2] روايات مي‌گويند منذر، رسول اکرم(صلي الله عليه وآله وسلم) و هادي قوم صدر اسلام، امام علي (عليه السلام) بوده‌اند و به حکم عموميت آيه، ديگر اقوام نيز نيازمند هادي‌اند و هادي امت عصر حاضر، حضرت مهدي(عجل الله تعالي فرجه الشريف) است.

فخر رازي مي‌گويد: «انذار کننده، پيامبر اسلام(صلي الله عليه وآله وسلم) و هدايت کننده، علي(عليه السلام) است، چون ابن عباس مي‌گويد: پيامبر دست مبارک را بر سينه‌اش گذاشت و فرمود: انا المنذر و سپس اشاره به علي(عليه السلام) کرد و فرمود: انت الهادي يا علي بک يهتدي المهتدون من بعدي.[3]

در تفسير نورالثقلين 15روايت در اين‌باره نقل شده است؛ از آن جمله امام صادق(عليه السلام) فرمود:

«کل امام هادي کل قوم في زمانه؛ کل امام هاد للقرن الذي هو فيه.»[4]

3. «لِئَلاَّ يَكُونَ لِلنَّاسِ عَلَى اللّهِ حُجَّ»؛[5] «لِّيَهْلِكَ مَنْ هَلَكَ عَن بَيِّنَةٍ»‌[6] و «و يحيي من حي عن بينه قُلْ فَلِلّهِ الْحُجَّةُ الْبَالِغَةُ».‌[7] اگر يک پيشواي الهي و جانشين رسول‌الله(صلي الله عليه وآله وسلم) و يک هدايتگر زنده و موعود ناجي در ميان انسان‌ها نباشد، حجّة و بينّة و حجّة بالغه تمام نيست؛ سخن امير مؤمنان، علي(عليه السلام) بر همين استدلال ناظر است كه «اللهم بلي لايخلو الارض من قائم لله بحجّ اما ظاهراً مشهوراً و اما خائفاً مغموراً لئلا تبطل حجج الله و بيناته.»[8]

4. «يَوْمَ نَدْعُوا كُلَّ أُنَاسٍ بِإِمَامِهِمْ»؛[9] منابع:

[1]. بقره/124.

[2]. رعد/7.

[3]. فخر رازي، تفسير كبير، 1914.

[4]. تفسير نور الثقلين، 2/482.

[5]. نساء / 165.

[6]. انفال / 42.

[7]. انعام / 149.

[8]. نهج‌البلاغه، حكمت 147.

[9]. اسراء / 71.

اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

ریشه یابی انتظار

 ريشه‌يابي انتظار+تبریک میلاد پیامبر اکرم(ص) وامام صادق(ع)

گل‌هاي باغ، چشم به راهند تا سايۀ باغبان مهربان را بر سر خود ببينند و از دستان پرمهر او آب حيات بنوشند و دل‌هاي مشتاق بي‌تابند تا عنايت شورآفرين باغبان هستي را لمس کنند. به راستي انتظار چه زيبا و شيرين است؛

اگر زيبايي آن در کام دل چشيده شود.برخي شرق شناسان[1] به دنبال زميني معرفي کردن دين اسلام، اصرار دارند اعتقاد به مهدويت و ايمان به وجود حضرت مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  را واکنشي در مقابل وضع آشفتۀ مسلمانان در دوران سخت تاريخ اسلام معرفي کنند؛

در حالي که اعتقاد به ظهور مصلح و موعود جهاني و انتظار کشيدن براي او، ريشه در فطرت انسان دارد.هر انساني در نهاد خويش «عشق به زيبايي»، «عشق به نيکي» و «عشق به آگاهي» دارد و به اميد دستيابي به آن‌ها براي آينده تلاش مي‌کند. به عبارت ديگر، عشق به تکامل، شعلۀ جاويداني است که سراسر وجود آدمي را فرا گرفته است؛ او مي‌خواهد بيشتر بداند؛ زيبائي‌ها را بيشتر ببيند و از نيکي‌ها بيشتر بهره ببرد. اين ميل، ممکن است گاه کمرنگ شود ولي از ميان نمي‌رود. اگر عشق و علاقۀ اصيلي در وجود ما ريشه دارد، دليل بر اين است که معشوق و هدف آن در جهان وجود دارد و قابل تحقق است. يعني اگر تشنه مي‌شويم و علاقۀ شديد به نوشيدن آب داريم، نشانۀ اين است که آبي در جهان هستي وجود دارد وگرنه دستگاه آفرينش تشنگي آن را در وجود ما قرار نمي‌داد. در نتيجه اگر انسان‌ها در درونشان عشق به زيبايي و نيکي و دانش شعله مي‌کشد و انتظار تحقق آن‌ها را در جهان آفرينش دارند، زمينه‌اي براي ارضاي اين نيازهاي فطري بايد باشد. از طرف ديگر همگاني بودن اعتقاد به مصلحي که مي‌آيد و جهان را سرشار از صلح، دوستي، عدالت و آباداني مي‌کند[2]، نشانگر فطري بودن اين باور است؛ زيرا چيزي که زائيدۀ شرايط خاص و محدودي باشد، نمي‌تواند عمومي و فراگير شود.
پروردگار آدميان وعده داده است با آمدن موعود جهاني، امام مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  ، آن آيندۀ تابناک خواهد رسيد. نور و روشنايي سراسر جهان را فرا خواهد گرفت و تاريکي و سياهي از ميان خواهد رفت و البته وعدۀ خداوند تخلف بردار نيست[3].
انتظار ولي عصر عجل الله تعالي فرجه الشريف  يعني انتظار معنويت، عدالت، برادري و برابري، عمران و آباداني زمين، امنيت و آرامش، شکوفايي عقل و دانش، رفاه و آزادي بشر و هر آنچه پيامبران الهي و پيشوايان دين مژدۀ تحقق آن را داده‌اند[4]. «أَ لَيْسَ الصُّبْحُ بِقَريبٍ»[5].
منابع:
[1]. ر.ک: مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  از صدر اسلام تا قرن سيزدهم، نوشته ‌دار مستتر، ص‌5.
[2]. ر.ک: موعودي که جهان در انتظار اوست، علي دواني.
[3]. سوره نور، آيه 55. تذکر اين که در بيش از بيست جاي قرآن کريم، تخلف بردار نبودن وعده‌هاي الهي بيان شده است.
[4]. برگرفته از کتاب حکومت جهاني مهدي عجل الله تعالي فرجه الشريف  ، اثر آيت الله مکارم شيرازي.
[5]. سوره هود، آيه 81.

صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

عيدالزهراء غدير ثاني +آغاز امامت مبارک

 آغاز امامت امام عصر(عج) مبارک باد

روز نهم ربیع الاول در نزد اهل بیت علیهم السلام عصمت و طهارت فضیلتبسیاری دارد و ایشان این روز را عید میدانستند. و جشن و سرور برگزار میکردند و به شیعیان و موالیان خود هم دستور می فرمودند که به این سیره عملکنند و این روزرا عید بدانند و مانند بقیه اعیاد اسلامی خوشحال و شادمانباشند و حتی آنقدر این عید جایگاه ارزشمند در منظر ایشان دارد که یکی ازنامهایی که برای این روز گزارده اند غدیر ثانی است با توجه به این که درروایات عیدغدیر را عیدالله الاکبر معرفی کرده اند  .
در مورد نهم ربیع الاول روایتی که علامه مجلسی رحمه الله علیه نقل فرموده اند ذکر می کنیم: روایت شده که محمد بن ابی العلاء همدانی و یحیی بن محمد جریح بغدادیگفته اند که روزی ما در باب قتل عمر بن خطاب لع منازعه کردیم و رفتیم درشهر قم به نزد احمد بن اسحاق قمی که از خواص اصحاب امام علی النقی و امامحسن عسکری علیهما السلام بود و به خدمت امام مهدی عج نیز رسیده بود. وقتیدرب خانه وی را کوبیدیم دختری عراقیه ای بیرون آمد سراغ احمد را از اوگرفتیم. گفت: او امروز مشغول اعمال عید است و آن روز نهم ربیع الاول بود.

گفتم: سبحان الله عیدهای مومنان چهارتاست: عید فطر -اضحی-غدیر و جمعه.
دختر گفت: احمد بن اسحاق از امام علی النقی روایت میکند امروز روز عیداست و بهترین عیدها نزد اهل بیت علیهم السلام و شیعیان ایشان به حساب میآید. ماگفتیم اجازه بگیر تا به نزد او بیاییم چون که دختر او را خبر کردبیرون آمد درحالی که لنگی بسته و عبائی بر خود پیچیده بود و بوی مشک از اوساطع بود. گفتیم این چه حالت است که در تو مشاهده می کنیم ؟
گفت: الان از غسل عید فارغ شدم.
گفتیم: مگر امروز عید است؟
گفت: بلی و ما را به داخل خانه خود آورد و بر روی کرسی نشانید و
چنین گفت: روزی با جمعی از برادران خود به حضور مولای خود امام حسنعسکری علیه السلام مشرف شدیم در سامرا در مثل این روز (نهم ربیع) که شمابه نزد من آمده اید. چون اجازه گرفتیم و به خدمت آن حضرت رسیدیم. دیدیم آنحضرت مجلس خود را آراسته و مجمره در پیش خود گذاشته است. و به دست مبارکخود عود در آن مجمره می اندازد و مجلس خود را مزین گردانیده است و برغلامان و خدمتگزاران خود جامه های فاخر پوشانیده. عرض کردیم: یابن رسولالله پدران و مادران ما فدای تو باد. آیا برای اهل بیت علیهم السلام امروزشادمانی تازه رخ داده است ؟
حضرت فرمود: کدام روز حرمتش از این روز نزد اهل بیت عظیم تر است؟ بهدرستی که خبر داد مرا پدرم که حذیفه بن یمان در روز نهم ربیع الاول خدمتجدم حضرت رسول خدا رسید.
حذیفه گفت: حضرت علی و حسنین علیهم السلامرا دیدم که با حضرت رسولغذا میل می فرمودند و آن حضرت به روی ایشان تبسم می نمود و به حسنین علیهمالسلام میفرمود:
بخورید! گوارا باد از برای شما برکت و سعادت این روز به درستی کهاین روز روزی است که حق تعالی در این روز دشمن خود و دشمن د شما را هلاکمیفرماید ودر این روز دعای مادر شما را مستجاب میگرداند...

صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

ادامه نوشته

شيعيان و انتظار ظهور حضرت مهدي (ع) +دانلود بروشور

شيعيان وانتظارظهورحضرت مهدي (ع) +دانلود بروشور

دين يعني همان دريافتهاي رسولان الهي به وسيله وحي به مفهوم واقعي خود، براي نيل انسانها به مقصد بر اصالت تكامل و ملاقات پروردگار متعال است، و در صورتي مي تواند مركب اين راه قرار گيرد و مسئوليت خطير خود را به خوبي انجام دهد كه پيروانش حقيقت و واقع آن را به طور صحيح و عميق دريافته باشند و هنگام عمل، آن را مورد سوء استفاده قرار ندهند؛ چرا كه اگر دين درست و دقيق نشاخته نشود و وسيله اغراض شيطاني قرار گيرد، مايه بدبختي و تيره روزي و عامل ورود به حوزه شرك خواهد بود؛ مانند خوارج كه درك عميقي از اسلام را نداشتند يا معاويه و يارانش كه آن را وسيله اغراض نفساني و افكار شيطاني خود قرار داده بودند، و مي دانيم كه هر دو گروه، در محيط تاريك و ظلماني كفر و شرك به سر مي بردند و از حوزه نوراني عدالت و فضيلت و آگاهي به دور افتاده بودند.بر اساس مكتب شيعه كه امتداد اسلام واقعي است، امام معصوم فرد برگزيده و شخصيت عالي مقامي است كه از عصمت علمي و عملي برخوردار است و گفتار و رفتارش جامعه اسلامي را به سوي سعادت ابدي سوق مي دهد.بنابراين، درك صحيح داشتن از دين و درست به كار بستن آن، ضرورت اعتقاد و ايمان به وجود امامي عادل و معصوم از خطاي علمي و عملي را در رفع نيازهاي فكر و عيني جامعه متدين، براي هر زماني ثابت مي كند.

منبع:كتاب شيعيان و انتظار ظهور حضرت مهدي(عج)

روز 9 ربیع الاول ( پنجشنبه 13 بهمن 1390 )مصادف است با به امامت رسیدن امام زمان و همچنین به درک واصل شدن خلیفه ی دوم و معروف به عید الزهرا (سلام الله علیه ) است بروشوری در 2 صفحه A4 تدوین شده و اثبات اینکه این روز را حتی در زمان رسول الله عید می گرفته اند و متاسفانه ما ... در پایان این برشور به درخواست کثیری از رفقا سند اینکه عمر .... میکرده و مفعول واقع میشده رو از کتاب معتبر اهل سنت آوردم و یه زندگی نامه مختصر از ملعون ثانی تقدیم به محبین امیرالمومنین ( علیه السلام) خواهشا بروشور رو مطالعه و سپس به هر نحوی میخوایید و توان دارید پخش کنید.

دانلود صفحه اول

دانلود صفحه دوم

اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

دانلود کتاب نجم الثاقب...

 دانلود کتاب نجم الثاقب در احوالات امام زمان(عج)

 گفتم بنویســم به یاد تو... یادم آمد که پیشتر از غافلان بوده ام ...

گفتم بنویســم با عشق به تو... یادم آمد هنوز عاشق نشده ام...

گفتم پس بگذار کمی باخورشــید باشم برای طلــوع ...

یادم آمد که من سالها پیش غروب کرده ام ...

گفتم پس بگذار کمی دعا کنم برای آمدنت ...

و چنین دعا کردم:

اللهم عجل لوليك الفرج

کتاب نجم الثاقب در احوالات حضرت ولی عصر(عج)و به قلم ثقة المحدثين حاج ميرزاحسين طبرسي نوري به تحرير در آمده است. اين كتاب در قالب PDFوبا حجم كم ميباشد

دانلود کتاب

اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

وضعیت زنان در آخرالزّمان

 وضعیت زنان در آخرالزّمان

یکی از مسائلی که در حکومت‌های آخرالزّمان مطرح است، بنا بر اخباری که از معصومان(علیه السلام) وارد گردیده است، سلطه و نفوذ زنان در امور سیاسی می‌باشد:
امیر مؤمنان(علیه السلام) می‌فرماید: «... و آن هنگامی است که زن‌ها مسلّط شوند، کنیزان تسلّط پیدا کنند و کودکان حکومت کنند.»1
«هنگامی که زن‌ها بر تخت سلطنت چیره شوند و بر هر مردی چیره باشند و جز خواسته آن‌ها عملی نگردد.»2
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.»3

وضعیّت اقتصادی زنان در آخرالزمان :یکی از مهم‌ترین مشکلاتی که بشر در آخرالزّمان با آن سخت دست به گریبان است، مسائل و مشکلات اقتصادی است. نابسامانی عظیم اقتصادی در سرتاسر جهان به وقوع می‌پیوندد و زنان از این واقعه شوم، در امان نخواهند بود؛ بلکه بیشترین ضربه را آن‌ها خواهند خورد.

امام صادق(علیه السلام) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند.»4
حضرت علی(علیه السلام) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «زنان در آخرالزّمان به خاطر حرص به دنیا در کسب و کار همسران خود شرکت می‌نمایند.»5
امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»

وضعیّت اجتماعی زنان در آخرالزّمان :

1. عدم امنیّت برای زنان: از انحرافات خطرناک که جامعه پیش از ظهور به آن گرفتار می‌گردد، بی‌امنیّتی خانوادگی و ناموسی است، این مسئله آنچنان فراگیر می‌شود که کمتر کسی می‌تواند یا می‌خواهد از آن جلوگیری نماید.»6

حضرت علی(علیه السلام) در این خصوص می‌فرمایند: «سفیانی در حالی که نیزه‌ای در دست دارد، زنی باردار دستگیر می‌نماید و به یکی از یارانش می‌گوید: به او تعدّی نما و او سپس شکم زن را می‌درد و جنینش را بیرون می‌آورد و هیچ کس نمی‌تواند چنین وضعیّت هولناکی را تغییر دهد.»7
2. هبوط مسائل اخلاقی و انسانی در زنان: جامعه پیش از ظهور، جامعه‌ای مملوّ از فساد و بی‌بند و باری‌های اخلاقی است، کردارهای حیوانی گروهی انسان‌نما، آنچنان فراگیر می‌شود که حالت عادّی به خود می‌گیرد. روایاتی که این وضع اخلاقی پیش از ظهور را بیان نموده‌اند، بسیار زیاد است.
محمّد بن مسلم می‌گوید: به امام باقر(علیه السلام) عرض کردم: قائم شما چه وقت ظهور خواهد کرد؟ امام(علیه السلام) فرمودند: «آنگاه که مردها خود را شبیه زنان نمایند و زن‌ها شبیه مردان شوند، آنگاه که مردان به مردان اکتفا کنند و زنان به زنان.»8
امام صادق(علیه السلام) می‌فرمایند: «و زنان را می‌بینی که به‌سان مردان، مجالس (کنفرانس) راه می‌اندازند.»
و در حدیثی از امام صادق(علیه السلام) است که فرمودند:«... در آن زمان زنان را می‌بینی که از بذل خود به کفّار هیچ واهمه‌ای ندارند.»9
امام علی(علیه السلام) می‌فرمایند: «ظاهر می‌شود در آخرالزّمان که بدترین زمان‌هاست، زنانی که در عین لباس پوشیدن لخت و عور هستند.»10
3. افزایش زنان بی‌سرپرست: در آخرالزّمان وضعیّت به گونه‌ای است که بر اثر جنگ‌های پی در پی، تعداد مردان کاهش چشمگیری می‌یابد و به همین دلیل، زنان زیادی بی‌سرپرست می‌گردند و به دنبال کسی هستند تا سرپرستی ایشان را به عهده گیرد.
رسول خدا(صلی الله علیه وآله) می‌فرمایند: «قیامت برپا نمی‌شود، مگر اینکه برای پنجاه زن یک سرپرست باشد.»11
و در حدیث دیگری می‌فرمایند: «زمانی فرا رسد که پنجاه زن با یک مرد رو به رو شده، یکی می‌گوید: ای بنده خدا مرا بخر و دیگری می‌گوید به من پناه ده.»12
امام صادق(علیه السلام) در بیان نشانه‌های ظهور می‌فرمایند: «بعضی از مردان را می‌بینی که از راه فساد زنان خود ارتزاق می‌کنند»
با مقایسه اخباری که در مورد زن آخرالزّمان به ما رسیده و وضعیّت کنونی زن از حیث اجتماعی و اخلاقی، بین زن امروز و زن آخرالزّمان شباهت بسیاری دیده می‌شود. امّا این نکته را هم نباید از نظر دور داشت که نمی‌توان فساد اخلاقی را برای تمام زنان تعمیم داد، زیرا در آن زمان، زنان آگاه، عفیف و با ایمانی نیز وجود دارند که از اوضاع بد آن زمان متأثّرند. امّا وضع عمومی به شکل دیگری است.13

1. کامل سلیمان، روزگار رهایی، ترجمه علی اکبر مهدی پور، ج2، ص 761 به نقل از بشاره الاسلام، صص 41 و 44.

2. محمد باقر مجلسی، بحارالانوار، ج52، ص 259.
3. همان، ص 257.
4. همان.
5. لطف الله صافی گلپایگانی، منتخب الاثر، ص 428.
6. سیّده ارغوان حیدری، «زن، انتظار، ظهور»، ماهنامه شمیم یاس، سال سوم، ش 8، آبان 1382، ص 8.
7. همان، ص 9. به نقل از مقدّسی شافعی سلمی، عقدالدرر، ص 409.
8. منتخب الاثر، ص 292.
9. بحارالانوار، ج52، صص 257 و 258.
10. منتخب الاثر، ص 426.
11. «زن، انتظار، ظهور»، همان، ص 9، به نقل از احمد بن حنبل، مسند، ج3، ص 120.
12. همان، به نقل از بحارالانوار، ج52، ص 250.
13. همان.

اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

اربعین حسینی تسلیت باد...

فرارسیدن اربعین حسینی ...

 باران ذکر مرثیه از سر شروع شد

ذکر عزیز حضرت مادر شروع شد

یک چله از شروع غم عرشیان گذشت

باز التهاب قلب پیمبر شروع شد

وقتی رسید نوبت صبر و قرار دل

آنجا دوباره روضه ی خواهر شروع شد

کربلا شگفت‌ترین؛ ژرف ترین و رازناک ترین حادثه عالم است که تاریخ تاکنون به چشم خود دیده است . کربلادیدنی‌ترین منظره هستی است با جلوه‌ها و شگفتی‌های نو به نو که با هر نگاهی، رازی از رازهای‌آن گشوده می‌شود؛ ولی با این وجود هرگز اسرار آن،تمام شدنی نیست ....

چرا فقط برای امام حسین(ع)اربعین تعیین شده است؟

سوال:چرا فقط برای امام حسین علیه السلام روز اربعین تعیین شده و برای امامان دیگر و حتی پیامبر اکرم صلی اللّه علیه وآله، مراسم روز اربعین نداریم؟

 

برای توضیح جواب این سوال، به این مطالب توجه کنید:

1. فداکاری های امام حسین علیه السلام، دین را زنده کرد و نقش او در زنده نگه داشتن دین اسلام، ویژه و حائز اهمیت است. این فداکاری ها را باید زنده نگه داشت؛ چون زنده نگه داشتن دین اسلام است. گرامی داشت روز عاشورا و اربعین، در حقیقت زنده نگه داشتن دین اسلام و مبارزه با دشمنان دین است.

2. مصیبت حضرت امام حسین علیه السلام، برای هیچ امام و پیامبری پیش نیامده است. مصیبت امام حسین علیه السلام، از همه مصیبت ها بزرگ تر و سخت تر بود. اگر عامل دیگری هم در کار نبود، همین عامل کافی است که نشان بدهد چرا برای امام حسین علیه السلام بیش از امامان دیگر و حتی بیش از پیامبر اسلامصلی اللّه علیه وآله عزاداری می کنیم و مراسم متعددی برپا می کنیم.

3. در ماه محرم سال 61ق. امام حسین علیه السلام، فرزندان، خویشان و یاران آن حضرت را کشتند و اسیران کربلا را به کوفه و شام بردند و همین اسیران داغدیده، روز اربعین شهادت امام حسین علیه السلام و یارانش، به کربلا رسیدند و همه مصائب روز عاشورا در آن روز تجدید شد و آن روز، روز سختی برای خاندان پیامبر بود.

4. دشمنان اسلام با به شهادت رساندن امام حسین علیه السلام، قصد نابود کردن دین اسلام را داشتند. دشمنان امام حسین علیه السلام تلاش کردند تا حادثه کربلا، به کلی فراموش شود و حتی کسانی را که برای زیارت امام حسین علیه السلام می آمدند، شکنجه می کردند و می کشتند. در زمان متوکل عباسی، همه قبرهای کربلا را شخم زدند؛ مزرعه کردند و مردم را از آمدن برای زیارت قبر امام حسین علیه السلام، منع کردند. شیعیان هم برای مقابله با اینها، از هر مناسبتی استفاده می کردند که یکی از این مناسبت ها، حادثه روز اربعین است.

5. یکی از نشانه های موءمن، زیارت امام حسین علیه السلام در روز اربعین است. از حضرت امام حسن عسکری علیه السلام روایت شده است که علامت های موءمن پنج چیز است؛ پنجاه و یک رکعت نماز فریضه و نافله در شبانه روز، زیارت اربعین، انگشتر به دست راست کردن، پیشانی بر خاک نهادن در سجده و بسم الله را بلند گفتن1 و یکی از وظایف شیعیان را اهتمام به زیارت اربعین بر شمرده اند.

1. شیخ عباس قمی، مفاتیح الجنان، ص 545. 

اللهم عجل لولیک الفرج

نهم دی انقلابی دیگر مبارک باد

افسران جنگ نرم...

 

 مــــــیکروب های سیاسی

تلفیق هوشمندانه کلمات:می+کروب=میکروب

اللهم احفظنا برحمتک وقدرتک

گرفتن خونبهای امام حسین(ع)

گرفتن خونبهای امام حسین علیه السلام

وظیفهٴ شیعه، این است که عالم و عادل شود؛ یعنی خوبی ها را بشناسد و به آن ها عمل کند و دستورهای دینی را نصب العین خود قرار دهد و با دشمنان دین بستیزد. در ایام سوگواری سالار شهیدان، دستور داده شده که شیعیان در دیدار یک دیگر، دو جمله را بگویند: یکی جملهٴ «أعظم الله أُجورنا و أُجورکم بمصابنا بالحسین (علیه السلام)» و دیگری عبارت «و جعلنا و إیّاکم من الطالبین بثاره مع ولیّه المهدیّ من آل محمد (علیهم السلام)»
معنای جملهٴ اول این است که خدایا ما را در شمار عزاداران واقعی امام حسین (علیه السلام) به حساب آور که اجر این مصیبت در نامهٴ اعمال ما نیز ثبت و ضبط شود. معنای جملهٴ دوم این است که ما را جزو ادامه دهندگان راه آن حضرت (علیه السلام) قرار بده. «الطالبین بثاره»، یعنی توفیق گرفتن خون بهای آن حضرت (علیه السلام) را به ما عطا کن و این جزو شعارهای رسمی شیعه است.
نیز در زیارت عاشورا به اهل بیت عصمت و طهارت (علیهم السلام)، به ویژه به سالار شهیدان، عرض می کنیم: با آنان که تو با آن ها اهل سازش بودی، سازش می کنیم و کسانی را که با آنان در جنگ بودی، ما نیز با آن ها در جنگیم؛ «إنى سلم لمن سالمکم و حرب لمن حاربکم» .
بنابراین، گریه برای سالار شهیدان ثواب فراوان دارد؛ ولی بخشی از برنامهٴ امت اسلامی است. قسمت مهم تر رسالت امت، مسلّح شدن و به جنگ دشمنان دین رفتن است که احیاناً شهادت، اسارت و جراحت را به همراه دارد. امروزه که دشمن با تکنولوژی ماهواره و با قلم در صدد ضربه زدن به نظام اسلامی و مسلمانان است، باید دشمن و دشمنی را شناسایی کرد و با حکمت، موعظه حَسَن وجدال احسن تهاجم های فرهنگی وی را دفع نمود و از کیان اسلام دفاع کرد و اگر اجتهاد فرهنگی اثر نکرد، چاره ای جز جهاد نظامی همراه با روش سیاسی نیست.
نیز باید منافقان را که خطرشان برای قرآن و عترت (علیهم السلام)، بیش از مشرکان بوده و هست، شناسایی و اعمال آنان را بی اثر کرد. منافقان بودند که ائمه (علیهم السلام) را به شهادت رساندند، نه مشرکان. آن که امیرمؤمنان (علیه السلام) را خانه نشین و شهید کرد و پهلوی حضرت فاطمه (سلام الله علیها) را شکست و امام حسن (علیه السلام) را مسموم و شهید کرد و سیدالشهدا (علیه السلام) را در کربلا به شهادت رساند و برای عوام فریبی به عمربن سعد که ظاهری صالح داشت، دستور داد تا نمازهای پنج گانهٴ شبانه روز را به جماعت بخواند، همه از منافقان بودند؛ چنان که طایفهٴ عباسیان، منافقان بعدی بودند که دیگر امامان معصوم (علیهم السلام) را به شهادت رساندند.
بنابراین، وظیفهٴ پیروان سالار شهیدان این است که همراه گریه بر آن حضرت، دشمن خارجی و داخلی را بشناسند و با سلاح و صَلاح مناسب به جنگ او بروند و او را از پای درآورند.
در این جا یادآوری سخن «جابر بن عبدالله انصاری» به «عطیه» سودمند است که در روز اربعین در کنار قبر سیدالشهداء (علیه السلام) گفت: ما نیز در ثواب شهدای کربلا شریک هستیم؛ زیرا اگر من هم بودم، همان کار آنان را می کردم؛ «لقد شارکناکم فیما دخلتم فیه… إنّ نیّتى و نیّة أصحابى علی ما مضی علیه الحسین و أصحابه» ؛ یعنی رسالت اهل تولّی حق و تبرّی از باطل این است:
۱٫ میزان حق و باطل یعنی حقیقت قرآن و عترت (علیهم السلام) که یکی است به خوبی بشناسند.
۲٫ آنگاه هر چیز و هر کس را بر این میزان صائب الهی عرضه بدارند و با آن ارزیابی نمایند.
۳٫ بعد از معرفت زشت و زیبا بر اساس تعهّد «انّى سِلمٌ لمن سالمکم و حربٌ لمن حاربکم»، رفتار نمایند تا طالب ثار و خونبهای سالار شهیدان (علیه السلام) باشند.

کتاب شکوفایی عقل در پرتو نهضت حسینی،حضرت آیت الله جوادی آملی،ص۲۳۵

اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

عاشق نام حسینم (درد دل باحضرت سکینه(س))

 السلام علیک یا ابا عبدالله الحسین...

عاشق نام حسینم  ..                                                                      

آرزویم کربلاست..

شیعه بی تاب است تاصبح رستاخیز درسوگ عاشورا هم نواست باناله های سکینه باضجه های زینب وبا اشک های رقیه داغداراست تاهمیشه چون سینه تفتیده نینوا.                                                                                    

بی بی جان سکینه!                                                           

نگاهم به دنبال پای توست پاهای مبارکت رامی بوسم وخاک پایت را توتیای چشمانم  می کنم تاشفاعتم کنی ودستانم را بگیری درکوره راه زندگی رویم رابه روی ساحت مقدست بر می گردانم وخیره درطلوع وغروب های خورشید می شوم بلکه با چرخش چشمان خورشید آستانت را درنگاهت هویدا کنی سعادت لمس ضریحت را نصیب لب های پراز گناهم کن...                                           

بی بی جان...                           

من هیچم،داغ و به افسوس  من هیچ است در مقابل جان فدایی تو و عمه ات ،چه کنم که دستانم خالیست ،پاهایم بی توان ورویم شرمگین اما قلبم سرشار از عشق توست ...                 

 تنهایم نگذار ...

مرا با قافله  بابایت آشنا کن  می خواهم با چشمان گریانم به پابوس خاک پای پدرت بیایم میزبانم باش که سال هاست قلبم به درب خانه تان به مهمانی فرستاده ام

.سفره گسترده ومهر و محبتتان و وجود سخایتان از من دریغ نکن که چه نظری برمن بیندازید و چه نیندازید من کنیز تا همیشه حلقه به گوشتانم...     

 اللهم عجل لولیک الفرج

گریه امام زمان(عج) در عرفات در روضه حضرت ابوالفضل علیه السلام

 گریه امام زمان(عج) در روضه حضرت ابوالفضل علیه السلام

جناب حجت الاسلام آقای قاضی زاهدی گلپایگانی می فرماید: من در تهران از جناب آقای حاج محمد علی فشندی که یکی از اخیار تهران است، شنیدم که می گفت: من از اول جوانی مقیّد بودم که تا ممکن است گناه نکنم و آن قدر به حج بروم تا به محضر مولایم حضرت بقیة اللّه ، روحی فداه، مشرف گردم. لذا سالها به همین آرزو به مکه معظمه مشرف می شدم.

در یکی از این سالها که عهده دار پذیرایی جمعی از حجاج هم بودم، شب هشتم ماه ذیحجه با جمیع وسائل به صحرای عرفات رفتم تا بتوانم قبل از آنکه حجاج به عرفات بیایند، برای زواری که با من بودند جای بهتری تهیه کنم. تقریبا عصر روز هفتم بارها را پیاده کردم و در یکی از آن چادرهایی که برای ما مهیا شده بود، مستقر شدم. ضمنا متوجه شدم که غیر از من هنوز کسی به عرفات نیامده است. در آن هنگام یکی از شرطه هایی که برای محافظت چادرها در آنجا بود، نزد من آمد و گفت: تو چرا امشب این همه وسائل را به اینجا آورده ای؟ مگر نمی دانی ممکن است سارقان در این بیابان بیایند و وسائلت را ببرند؟ به هر حال حالا که آمده ای، باید تا صبح بیدار بمانی و خودت از اموالت محافظت بکنی. گفتم: مانعی ندارد، بیدار می مانم و خودم از اموالم محافظت می کنم.

آن شب در آنجا مشغول عبادت و مناجات با خدا بودم و تا صبح بیدار ماندم تا آن که نیمه های شب دیدم سید بزرگواری که شال سبز به سر دارد، به در خیمه من آمدند و مرا به اسم صدا زدند و فرمودند: حاج محمدعلی، سلام علیکم. من جواب سلام را دادم و از جا برخاستم. ایشان وارد خیمه شدند و پس از چند لحظه جمعی از جوانها که تازه مو بر صورتشان روییده بود، مانند خدمتگزار به محضرش رسیدند. من ابتدا مقداری از آنها ترسیدم، ولی پس از چند جمله که با آن آقا حرف زدم، محبت او در دلم جای گرفت و به آنها اعتماد کردم. جوانها بیرون خیمه ایستاده بودند ولی آن سید داخل خیمه تشریف آورده بود. ایشان به من رو کرد و فرمود: حاج محمد علی! خوشا به حالت! خوشا به حالت! گفتم: چرا؟

فرمودند: شبی در بیابان عرفات بیتوته کرده ای که جدم حضرت سیدالشهداء اباعبداللّه الحسین(علیه السلام) هم در اینجا بیتوته کرده بود. من گفتم: در این شب چه باید بکنیم؟ فرمودند: دو رکعت نماز می خوانیم، در این نماز پس از حمد، یازده مرتبه قل هو اللّه بخوان.

فرمودند: شبی در بیابان عرفات بیتوته کرده ای که جدم حضرت سیدالشهداء اباعبداللّه الحسین(علیه السلام) هم در اینجا بیتوته کرده بود. من گفتم: در این شب چه باید بکنیم؟ فرمودند: دو رکعت نماز می خوانیم، در این نماز پس از حمد، یازده مرتبه قل هو اللّه بخوان.

لذا بلند شدیم و این عمل را همراه با آن آقا انجام دادیم. پس از نماز آن آقا یک دعایی خواندند که من از نظر مضامین مانند آن دعا را نشنیده بودم. حال خوشی داشتند و اشک از دیدگانشان جاری بود. من سعی کردم که آن دعا را حفظ کنم ولی آقا فرمودند: این دعا مخصوص امام معصوم است و تو هم آن را فراموش خواهی کرد. سپس به آن آقا گفتم: ببینید آیا توحیدم خوب است؟ فرمود: بگو. من هم به آیات آفاقیه و انفسیه بر وجود خدا استدلال کردم و گفتم: من معتقدم که با این دلایل، خدایی هست. فرمودند: برای تو همین مقدار از خداشناسی کافی است. سپس اعتقادم را به مسئله ولایت برای آن آقا عرض کردم. فرمودند: اعتقاد خوبی داری. بعد از آن سؤال کردم که: به نظر شما الآن حضرت امام زمان(عج) در کجا هستند. حضرت فرمودند: الان امام زمان در خیمه است.

سؤال کردم: روز عرفه، که می گویند حضرت ولی عصر(عج) در عرفات هستند، در کجای عرفات می باشند؟ فرمود: حدود جبل الرحمة. گفتم: اگر کسی آنجا برود آن حضرت را می بیند؟ فرمود: بله، او را می بیند ولی نمی شناسد.

گفتم: آیا فردا شب که شب عرفه است، حضرت ولی عصر(عج) به خیمه های حجاج تشریف می آورند و به آنها توجهی دارند؟ فرمود: به خیمه شما می آید؛ زیرا شما فردا شب به عمویم حضرت ابوالفضل(علیه السلام) متوسل می شوید.

در این موقع، آقا به من فرمودند: حاجّ محمدعلی، چای داری؟ ناگهان متذکر شدم که من همه چیز آورده ام ولی چای نیاورده ام. عرض کردم: آقا اتفاقا چای نیاورده ام و چقدر خوب شد که شما تذکر دادید؛ زیرا فردا می روم و برای مسافرین چای تهیه می کنم.

آقا فرمودند: حالا چای با من. از خیمه بیرون رفتند و مقداری که به صورت ظاهر چای بود، ولی وقتی دم کردیم، به قدری معطر و شیرین بود که من یقین کردم، آن چای از چای های دنیا نیست، آوردند و به من دادند. من از آن چای دم کردم و خوردم. بعد فرمودند: غذایی داری، بخوریم؟ گفتم: بلی نان و پنیر هست. فرمودند: من پنیر نمی خورم. گفتم: ماست هم هست. فرمودند: بیاور، من مقداری نان و ماست خدمتشان گذاشتم و ایشان از نان و ماست میل فرمودند.

سپس به من فرمودند: حاج محمدعلی، به تو صد ریال (سعودی) می دهم، تو برای پدر من یک عمره به جا بیاور. عرض کردم: اسم پدر شما چیست؟ فرمودند: اسم پدرم «سید حسن» است. گفتم: اسم خودتان چیست؟ فرمودند: سید مهدی. من پول را گرفتم و در این موقع، آقا از جا برخاستند که بروند. من بغل باز کردم و ایشان را به عنوان معانقه در بغل گرفتم. وقتی خواستم صورتشان را ببوسم، دیدم خال سیاه بسیار زیبایی روی گونه راستشان قرار گرفته است. لبهایم را روی آن خال گذاشتم و صورتشان را بوسیدم.

پس از چند لحظه که ایشان از من جدا شدند، من در بیابان عرفات هر چه این طرف و آن طرف را نگاه کردم کسی را ندیدم! یک مرتبه متوجه شدم که ایشان حضرت بقیة اللّه ، ارواحنافداه، بوده اند، به خصوص که اسم مرا می دانستند و فارسی حرف می زدند! نامشان مهدی(عج) بود و پسر امام حسن عسکری(علیه السلام) بودند.

پس از چند لحظه که ایشان از من جدا شدند، من در بیابان عرفات هر چه این طرف و آن طرف را نگاه کردم کسی را ندیدم! یک مرتبه متوجه شدم که ایشان حضرت بقیة اللّه ، ارواحنافداه، بوده اند، به خصوص که اسم مرا می دانستند و فارسی حرف می زدند! نامشان مهدی(عج) بود و پسر امام حسن عسکری(علیه السلام) بودند.

نشستم و زار زار گریه کردم. شرطه ها فکر می کردند که من خوابم برده است و سارقان اثاثیه مرا برده اند، دور من جمع شدند، اما من به آنها گفتم: شب است و مشغول مناجات بودم و گریه ام شدید شد.

فردای آن روز که اهل کاروان به عرفات آمدند، من برای روحانی کاروان قضیه را نقل کردم، او هم برای اهل کاروان جریان را شرح داد و در میان آنها شوری پیدا شد.

اول غروب شب عرفه، نماز مغرب و عشا را خواندیم. بعد از نماز با آن که من به آنها نگفته بودم که آقا فرموده اند: «فردا شب من به خیمه شما می آیم؛ زیرا شما به عمویم حضرت عباس(علیه السلام) متوسل می شوید» خود به خود روحانی کاروان روضه حضرت ابوالفضل(علیه السلام) را خواند و شوری برپا شد و اهل کاروان حال خوبی پیدا کرده بودند، ولی من دائما منتظر مقدم مقدس حضرت بقیة اللّه ، روحی و ارواح العالمین لتراب مقدمه الفداء، بودم.

بالاخره نزدیک بود روضه تمام شود که کاسه صبرم لبریز شد. از میان مجلس برخاستم و از خیمه بیرون آمدم، ناگهان دیدم حضرت ولی عصر(عج) بیرون خیمه ایستاده اند و به روضه گوش می دهند و گریه می کنند، خواستم داد بزنم و به مردم اعلام کنم که آقا اینجاست، ولی ایشان با دست اشاره کردند که چیزی نگو و در زبان من تصرف فرمودند و من نتوانستم چیزی بگویم. من این طرف در خیمه ایستاده بودم و حضرت بقیة اللّه ، روحی فداه، آن طرف خیمه ایستاده بودند و بر مصائب حضرت ابوالفضل(علیه السلام) گریه می کردیم و من قدرت نداشتم که حتی یک قدم به طرف حضرت ولی عصر(عج) حرکت کنم. بالاخره وقتی روضه تمام شد، حضرت هم تشریف بردند.

برگرفته از: آثار و برکات حضرت امام حسین(ع)، ص23، قضیه 5.

امام حسین علیه السلام و مهدویت

 امام حسین علیه السلام و مهدویت

 حدیث اول: امام حسین علیه السلام در مورد نهمین جانشین خود بیانات روشن و راه گشا و هدایتگری دارند. که روح مکتب انتظار را زنده و استمرار این طریق را تا تحقق عینی حکومت جهانی اسلام بیان می‏کند.
«مِنَّا اِثْنَی عَشَرَ مَهْدیَّا و اَوَّلَهُم اَمیرُالمُؤمِنِین عَلی بن ابیطالب و آخَرُهم التَّاسِعُ مِن وُلدِی؛ " 1" از ماست، دوازده مهدی، اول آن امیرالمؤمنین علی‏بن‏ابیطالب علیهما السلام و آخرین آن‏ها، نهمینِ از فرزندان من است.
«وَ هُوَ الأَمامُ القائِمُ بِالْحَقِّ یُحْیِی اللَّهُ بِهِ الأَرْضَ بَعْدَ مَوْتِها؛ وَ یُظْهِرُ بِهِ الدّینَ وَ یُحِقَّ الحَقَّ عَلَی الدّینِ کُلِّهِ وَ لَو کَرِهَ المُشْرِکُونَ؛ " 2" و او امامی است، که قیام به حق می‏کند. خداوند به واسطه او زمین را بعد از مردنش زنده می‏نماید. خداوند به وسیله او دین را ظاهر، اسلام را بر تمام دین‏ها پیروز می‏کند، اگر چه برای مشرک‏ها ناخوشایند باشد».
    
حضرت در ادامه فرمود: «لَهُ غَیْبَةٌ یَرْتَدُّ فیها اَقْوامٌ وَ یَثْبِتُ عَلَی فیهَا اَخرونَ فَیُؤْذَوْنَ وَ یُقالَ لَهُم مَتی هَذا الْوَعْدُ اِن کُنْتُم صادِقین؛ " 3 " برای آن امام (عج) غیبتی است، که گروهی در آن غیبت از دین بر می گردند و گروهی دیگر ثابت قدم می‏مانند و مورد اذیت دیگران قرار می‏گیرند و برای آنها گفته می‏شود، چه زمانی این وعده محقق می‏گردد، اگر راست می‏گویید.
    
سپس امام فرمود:«اَما اِنَّ الصَّابِرَ فِی غَیْبَتِهِ عَلَی الأذی وَ التَّکْذیبِ بِمَنزِلَةِ الُمجاهِدِ بِالسَّیفِ بَیْنَ یَدَیْ رَسُولِ اللَّهِ صَلَی اللَّهُ عَلَیهِ وَ الِهِ وَ سَلَّمَ؛ " 4 " آگاه باشید! همانا کسانی که در غیبت آن امام (عج) بر اذیت‏ها و دروغ‏پردازی‏ها مقاومت می‏کنند، به منزله جهاد کننده با شمشیر در محضر پیامبر صلی الله علیه وآله وسلم می‏باشند».
   
پی‏نوشت‏ها:
 
1- بحارالانوار، ج36،ص 385
  
2- بحارالانوار، ج 51، ص 133
   
3- بحار، ج 36، ص 385
    
4- بحار، ج 51،ص 133

 اللهم عجل لولیک الفرج

درد دل با امام زمان(عج)

 درد دل با امام زمان(عج)

مولای غریبم!

نیامده ای اما خوب می دانی که کمی آن سو تر از سرزمین من،درویشان حتی نان خشکیده ای ندارند تا در آب فرو ببرند.

نیامده ای اما خوب می دانی،کمی آن سو تر از سرزمین من چه کودکان معصومی که از گرسنگی پرپر شدند.

نیامده ای اما می دانی گروهی افراطی،متوسل شدن به تو و اجداد پاکت را شرک اکبر دانسته و حکم به قتل ما داده اند.

نیامده ای اما می دانی این دار فانی برای خیلی ها چقدر باقی شده و آخرتی را که نیامده به تمسخر می گیرند.

نیامدی اما می دانی موعودهای دروغین و بی معجزه هر روز تعدادشان افزون تر می شود.

نیامده ای اما می دانی که در گوشه گوشۀ دنیا ،عدالت گمشدۀ مردمان شده،که نشانی از آن نمی یابند.

نیامده ای امامی دانی که در مملکت های اسلامی به نام اسلام و به کام خودشان، به مردم خیانت می کنند.

نیامده ای اما می دانی که در سرزمین من بردرختهای دروغین ومسجدهای ضرار گونه دخیل می بندند و حاجت می خواهند.

نیامده ای اما می دانی کلید گمشدۀ کعبه را به حراج گذاشته اند و نمی دانند کلید کعبه تویی و مردم تو را گم کرده اند! ...نیامده ای اما خوب میدانی......

تو غمین مباش که آنها حاجت از درخت می خواهند ولی حاجت من حاجت اصلی همۀ آنهاست و تنها از خدای تو طالب آن هستم ؛ و آن چیزی نیست جز طلب تعجیل در ظهورت آقا جان...

سنگینی بار انتظار بر پشت ما سنگینی یک سال و دو سال نیست.سنگینی یک قرن و دو قرن نیست.حتی از زمان تودیع یازدهمین خورشید نیست.....انتظار و بردباری ما را وسعتی است از هابیل تاکنون وتا برخاستن فریاد جبرئیل در زمین و آسمان و آوردن مژده ظهور امام زمان.
آری و در آن زمان هستی حیات خواهد یافت.عشق پر وبال خواهد گشود ودر رگهای خشکیده ی علم خون تازه خواهد دوید.پشت هیولای ظلم و جهل با خاک انس جاودان خواهد گرفت.شیطان خلع سلاح خواهد شد.انسان بر مرکب رشد خواهد نشست و عروج را زمزمه خواهد کرد.....

اللهم عجل لولیک الفرج

 

مهدي در انتظار شيعيان حقيقي علي عليه السلام(۲)

مهدي در انتظار شيعيان حقيقي علي عليه السلام

 و ما همچنان چشمان شرمزده و گنهكار، اما مشتاقمان را به زمين دوخته ايم. سر به جانب ديگري گردانده ايم و دستانمان را به كار دنيا مشغول داشته ايم ! و او هر روز دلتنگ عاشقي، منتظر ياريگري ، با گلويي بغش آلود، چشمان اميدوارش را كه از نگراني براي شيعيان اشك آلود است به آسمان دوخته :

- پس كي ؟

آري !‌امروز ديگر آن روزگار نيست، كه اين آخرين حجت خدا، بقيه الله الاعظم (عج) هم به سرنوشت اجداد اطهرش دچار گردد.

او در پس پرده مي ماند تا آنگاه كه مالك ها، عمارها، حبيب ها و ابالفضل هايش را پيدا كند.

اومانده است تا زمين خدا ،‌از حجت خالي نماند و ظهوراو محقق نمي شود مگر به حضور مالك ها،‌عمارها، و حبيب ها.

به راستي ! ما كه ادعاي علوي بودن را بر سينه داريم و چشم به راه قيام مهدي (عج) هستيم،

هيچ با خود فكر كرده ايم كه امروز هم نداي أين مثل مالك، أين عمار، أين ذوالشهادتين علي (ع) از حنجره فرزندش مهدي (عج) در فضا طنين انداز است !

هيچ با خود فكر كرده ايم كه امروز مهدي (عج) بيش از هر كس ديگر،‌در انتظار منتظران واقعي خويش است ؟!

هيچ با خود فكر كرده ايم كه آيا اين نداي حضرت را پاسخ دهنده اي هست؟

افسوس كه پاسخ دهندگان بسيار اندكند.

افسوس كه اگر شيعيان واقعي علي (ع) اندك نبودند، فرزندش در پرده غيبت باقي نمي ماند.

آري، آن هنگام كه نداي «فزت و رب الكعبه» علي (ع) در محراب مسجد كوفه طنين انداز شد،

چشمانش نگران چنين روزهايي بود.

روزهايي همچون امروز كه زمان بي تاب ظهور فرزندش و مكان بي قرار شنيدن نداي «أنا المهدي» اش مي باشد.

آيا او را جوابگويي هست؟

شيعيان علي !

 درك اين حقيقت را به كدامين لحظه واگذارده ايم؟ فرصت ها از دست مي رود.

شايد از هنگام ظهور اندكي بيش نمانده باشد !

لحظه ها از دست رفت،

عمرما بر باد رفت

هر كه مرد راه هست !! يا علي !

اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

 

مهدي در انتظار شيعيان حقيقي علي عليه السلام(1)

مهدي در انتظار شيعيان حقيقي علي عليه السلام

 أين مثل مالك؟ ‌أين عمار؟ أين ذوالشهادتين؟

كجاست مثل مالك؟ كجاست عمار؟ كجاست ذوالشهادتين؟

ديرگاهي پيش بود كه صداي گلايه علي (ع) در حد فاصل كوفه و شام برخاست.آن هنگام كه مالك اشتر و عمار و ذوالشهادتين، يعني ياران صديق علي (ع) به شهادت رسيده بودند و علي تنها مانده بود. سئوالي كه جوابي در پي نداشت.

روزها برآمدند و شبها فرو رفتند. روزگار ديگري آمد. روزي به بلنداي روزگار،‌عاشورا!

آن روز هم، امام ديگري بود  و نداي ديگري:‌« هل من ناصر ينصرني؟ » اين ندا هم زماني بر آمد كه ابوالفضل علمدار، علي اكبر، حبيب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه و ... در برابر چشمان حسين (ع) به خون غلتيده بودند و او سرداري بود تنها مانده . پس سئوال همان سئوال بود، جواب هم همان جواب : سرهاي فروافتاده، دستهاي به عقب كشيده شده، چشمان شرمزده و خجلت زده اي كه به دنبال محل فراري چون زمين هستند نا از تيررس نگاه امام فرار كنند. بجز 72 تن؟! همين !

آيا جواب سؤالي بدان عظمت، سئوالي كه زمين و زمان، فرشتگان و ملايك براي جوابش هروله مي كردند، همين بود؟!

نه ! نبود !‌و از همين رو بود كه علي جوابش را از محراب با فرق خونينش گرفت و حسين بر سر نيزه !

آن روزگار گذشت و امروز، روزگار ديگري است. امروز نيز روز امام ديگري است. اما همچنان همان سئوال باقي است :

- كجاست ياريگري  كه به ياري امامش بشتابد؟

و جواب نيز همان ! سكوت !‌خجلت ! غلفت ! ترس !

ديگرگاهي است كه هر روز ندايي در صحن دل شيعيان مي پيچد :

« كجاست ياريگري كه به ياري مهدي بشتابد؟!»

اللهم صلی علی محمد وآل محمد وعجل فرجهم

 

ولادت علی بن موسی الرضا علیه السلام مبارک باد

ولادت ثامن الحجج ،علی بن موسی الرضا علیه السلام مبارک باد

كنج حجره ز همه دلگيرم

از تب غربت خود مى‏ميرم

چو من اينگونه كسى مضطر نيست

غربت من ز على كمتر نيست

آشنايان همه بيگانه شدند

دوستى‏ها همه افسانه شدند

پيروانم همه بيعت شكنند

به وليعهدى من طعنه زنند

بى سبب نيست انيسم آه است

چه كنم؟ خواهر من در راه است

گر خبر از دل زارم گيرد

بين ره از غم من مى‏ميرد

به اميدى كه جوادم آيد

عقده از كار دلم بگشايد

پسرم درد به سينه دارد

خبر از شهر مدينه دارد

كوچه تنگِ مدينه ديده‏ست

ناله‏ى فاطمه را بشنيده‏ست

ترسم از اينكه شبيه زهرا

به جوانى برود از دنيا

اللهم عجل لولیک الفرج

 

پرسش: آيا با خواندن دعاي عهداز ياران حضرت مهدی(عج) مي شويم ؟

پرسش: آيا با خواندن دعاي عهداز ياران حضرت مهدی(عج) مي شويم ؟

پاسخ: اگر كسي بخواهد در گروه ياران امام زمان(ع) قرار بگيرد بايد صفات و شرايط يار بودن را در خود ايجاد كند.
براي ياران امام زمان(ع) ويژگي‌هايي گفته شده است؛ از جمله:
الف. معرفت: آنان معرفت و شناخت عميقي از خداوند و امام دارند. امام علي(ع) درباره‌ آنان فرموده است: مرداني كه خدا را چنان كه شايسته است شناخته‌اند". (منتخ الاثرع فصل 8، ب1، ح2). چنين معرفت همچنان امكان پذير است كه انسان، امام زمان خود را بشناسد. امام صادق(ع) به نقل از امام حسين(ع) فرمود اي مردم! خدادوند خلق نكرد بندگان را مگر اينكه او را بشناسند. پس وقتي او را شناخته، عبادتش كنند. پس هنگامي كه او را عبادت كردند از عبادت(ذلت در برابر) غير او بي نياز مي‌شوند. مردي پرسيد: اي پسر رسول خدا، پدر و مادر فدايت باد معرفت خدا چيست؟ فرمود: اينكه مردم هر زماني امام خود را كه اطاعتش بر آنان واجب است بشناسند".(بحار الانوار، ج 23، ص83، ح22).
پس معرفت امام راه شناخت خداست و ياران امام مهداي(عج) شناخت عميقي از امام دارند. اين شناخت فراتر از دانستن نام و نشان و نسبت امام است؛ بلكه معرفت به حق ولايت امام و جايگاه بلند او در عالم هستي است.
ب. اطاعت: نتيجه معرفت درست اطاعت از امام است؛ چرا كه اطاعت از او، اطاعت از خداست. پيامبر(ص) در توصيف ياران حضرت مهدي(ع) فرمود: "آنان در اطاعت از امام خود كوشا هستند"(بحار الانوار، ج 52، ص309، ح4).
ج. عبادت و صلابت: امام صادق(ع) در بياني فرمود: شب‌ها را با عبادت به صبح مي‌رسانند و روزها را با روزه به پايان مي‌رسانند. و در فراز ديگر فرمود: آنان مرداني هستند كه گويا دل‌هايشان پاره‌هاي آهن است(بحار الانوار، ج52، ص308).
د.شهادت طلبي:امام صادق(ع)فرمود:"آنان آرزو مي‌كننددر راه خدا شهيدشوند".(همان)
ه. اتحاد و همدلي: امام علي(ع) فرمود: "ايشان يكدل و هماهنگ هستند" (يوم‌الخلاص، 224).
و. بصيرت و نورانيت: آنان كساني اند كه دله‌هاي نوراني داشه و چشم حقيقت بين قلببي آنان باز شده است و ديگران را نيز به راه راست هدايت مي‌كنند. امام صادق(ع) فرمود: "آنان مانند چراغند گويا قلب‌هايشان مانند قنديل مي‌درخشد".(بحار الانوار، ج52، ص308).
دعاي عهد يكي از ابزار و وسايلي است كه انسان با خواندن آن سعي مي‌كند نام و ياد حضرت را هر روز در زندگي خود جاري كند و بيعتش را با امام تجديد نمايد. انسان با خواندن دعاي عهد از خداوند مدد مي‌جويد تا لياقت سربازي در ركاب امام مهدي(ع) را پيدا كند، و از خداوند مي‌خواهد اگر چنين لياقتي پيدا كرد ولي قبل از ظهور از دنيا رفت امكان بازگشت مجدد به دنيا(رجعت) را براي او فراهم كند.
بنابراين دعاي عهد مانند هر دعاي ديگر زماني اثر خود را خواهد داشت كه انسان با گناه و آلودگي قابليت عنايت‌هاي الهي را از دست ندهد.

 

پرسش: ایران در آستانه ظهور ، در چه وضعیتی قرار دارد ؟

پرسش: ایران در آستانه ظهور ، در چه وضعیتی قرار دارد ؟

پاسخ: با توجه به روايات مي‌توان شرايط ايران را تا حدودي اين گونه ترسيم كرد: «دانش و معارف دين اسلام و مكتب تشيع، از ايران و قم، به جهانيان صادر مي‌شود. لذا موقعيت علمي ايران ممتاز است و اصلي ترين مركز دين اهل بيت(ع) خواهد بود. در روايتي از وجود مقدس امام صادق(ع) نقل شده است: «به زودي، كوفه، از مؤمنان خالي مي‌گردد و دانش مانند ماري كه در سوراخش پنهان مي‌شود، از آن شهر رخت برمي‌بندد؛ سپس علم ظاهر مي‌شود در شهري به نام قم؛ آن شهر معدن علم و فضل مي‌گردد(و از آنجا به ساير شهر‌ها پخش مي‌شود) به گونه‌اي كه باقي نمي‌ماند در زمين جاهلي نسبت به دين، حتي زنان در خانه‌ها. اين قضيه نزديك ظهور قائم(ع) واقع مي‌شود ... علم، از قم به ساير شهر‌ها در شرق و غرب پخش مي‌شود و حجت بر جهانيان تمام مي‌شود به گونه‌اي كه در تمام زمين، فردي پيدا نمي‌شود كه دين و علم به او نرسيده باشد. بعد از آن قائم، قيام مي‌كند و سبب انتقام خدا و غضب او بر بندگان(ظالم و معاند) مي‌شود؛ زيرا، خداوند انتقام (و عذاب) بر بندگان روا نمي‌دارد، مگر وقتي كه حجت را انكار كنند»؛ (بحار الانوار، ج 57و60، ص213).
خيزش و جنبشي بزرگ براي دعوت مردم به طرف دين، در ايران روي مي‌دهد. از امام كاظم(ع) نقل شده است: «مردي از اهل قم، مردم را به سوي حق دعوت مي‌كند. گروهي، دور او اجتماع مي‌كنند كه مانند پاره‌هاي آهن‌اند و باد‌هاي تند(حوادث) نمي‌تواند آنها را از جاي بركند. از جنگ خسته نمي‌شوند و كناره‌گيري نمي‌كنند و بر خدا توكل مي‌كنند. سر انجام، پيروزي براي متقين و پرهيزكاران است».(بحار، ج60، ص216، ح37).
گويا اين حركت، همان حركتي است كه از امام باقر(ع) نقل شده است: «گويا مي‌بينم گروهي از مشرق زمين خروج مي‌كنند و طالب حق هستند، اما به آنان پاسخ داده نمي‌شود. مجدداً برخواسته‌ي خود تاكيد مي‌كنند ولي جواب نمي‌شنوند. پس چون چنين ديدند، شمشير‌ها را به دوش مي‌كشند، در مقابل دشمن مي‌ايستند تا حق به آنها داده مي‌شود، اما اين بار قبول نمي‌كنند بلكه قيام مي‌كنند و نمي‌دهند آن را (پرچم قيام را) مگر به صاحب شما(امام زمان(ع))».(بحار الانوار، ج52، ص243، ح116).
خروج سيد حسني و خراساني كه در روايات به آنها اشاره شده است را مي‌توان در اين باره دانست. بنابراين، موقعيت اجتماعي آن روز ايران حركت به سوي حق طلبي و دعوت به آمادگي براي ظهور است.
در بستر اين جامعه نيز ياران حضرت شكل مي‌گيرند. در حديثي از امام صادق(ع) نقل شده است: «قم را قم ناميدند، چون اهل او، اجتماع مي‌كنند با قائم آل محمد(ص) و با او قيام مي‌كنند و او را ياري مي‌كنند».(بحار الانوار، ج 57و 60، ص216، ح38).
در رواياتي كه به نام ياران و شهر‌ها اشاره دارد، شهر‌هاي متعددي از ايران ذكر شده است. خلاصه آن كه ايران، مركز صدور دين و معارف اهل بيت است و زمينه‌سازي براي ظهور مي‌كند.
در برخي از روايات اهل بيت(ع) به حضور فعال عجم در سپاه و ارتش مخصوص امام مهدي(ع) اشاره شده است. البته مقصود از عجم ملت‌هاي غير عرب است، ولي به احتمال زياد بيشترين مصداق آن در عصر ظهور، ايرانيان خواهند بود به ويژه كه مركز شيعه در ايران است.
مجموعه روايات وارده در مورد ايرانيان نشان مي‌دهد كه اين گروه، زمينه‌سازان حكومت حضرت مهدي(ع) در جهان هستند و بيشترين تأثير را در روند استقرار حكومت آن خورشيد عالم‌تاب دارند
.

اللهم صلی علی محمد وآل محمدوعجل فرجهم

شهادت امیر المومنین (ع)را تسلیت میگویم

شهادت امیر المومنین (ع)را به شیعیان تسلیت میگویم

شهادت پیشوای شیعیان،امیر مومنان،حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام را به امام عصر(عج) وتمام شیعیان جهان تسلیت عرض میگویم
 
 

امام زمان (عج)و ماه رمضان

امام زمان(عج) و ماه رمضان

پیامبر اکرم(ص)می فرماید: «ماه رمضان برترین ماه سال قمری است.»

اگر امروز امام مهدی(عج) برترین و کامل ترین انسان روی زمین است و ماه رمضان هم بهترین ماه خداست، پس باید بین این دو پیوندی عمیق باشد. اگر ماه رمضان، ماه ویژه سیر و سلوک است، پس باید با امام زمان(عج) که برترین سالک و رهروی خداست، پیوندی خاص وجود داشته و بین سلوک معنوی ما در این ماه با امام زمان(عج) هم رابطه ویژه ای باشد.

در ماه رمضان سه نوع رابطه است:

• پیوند امام مهدی(عج) و ماه رمضان،

•پیوند سلوک عبادی و معنوی ما در ماه رمضان با امام مهدی(عج)،

•رابطه سه گانه، یعنی رابطه ویژه امام مهدی(عج) با ما در ماه رمضان.

امام مهدی(عج) و ماه رمضان

زیارت آل یاسین شرح حالات عبادی و معنوی امام مهدی(عج) است. امام مهدی که راهش، امتداد راه پیامبر و امیرالمؤمنین و امام زین العابدین(ع) است. عبودیت و بندگی او نه از سر نیاز یا ترس، بلکه از سر درک حقیقت هستی و سپاس گزاری از خداست، عبودیتی که همیشه در وجود امام جاری است و در برخی حالات به نقطه اوج خود می رسد و ماه رمضان نقطه اوج بندگی امام است. رسیدن به معبود در ماه رمضان به واسطه حضرت مهدی(عج)

فهم حقیقت رمضان و توفیق رسیدن به معبود جز با توسل به پیشگاه مهدی(عج) میسر نمی شود. دعای افتتاح هم در ماه رمضان درس سلوک می دهد که پروردگارا من خواهان تمام خوبی ها و کمالات هستم و می دانم که راه رسیدن به این کمالات توسل به امام مهدی(عج) است. پس مرا به برکت وجود او به نهایت نزدیکی به خود برسان.

هدایت معنوی و باطنی انسان ها به دست امام مهدی(عج) است و به برکت وجود معنوی و نورانی اوست که عالم هستی از فیض حق تعالی بهره مند می شود. حال اگر امام در نهایت بندگی باشد، در عبودیت او رحمت و مهربانی خدا نیز اوج می گیرد.

دعای امامان نشان می دهد که آن ها هم به درگاه حق تعالی رو می آوردند و برای کل هستی و به ویژه برای ما انسان ها از خداوند طلب بخشش می کردند. به همین دلیل است که می گویند به برکت سلوک معنوی امام، حیات بشری شکل می گیرد و امتداد می یابد و عالم به سوی کمال حرکت می کند و تنها با این تعبیر شب قدر معنا می یابد

اللهم عجل لولیک الفرج

سوال:چرا با آغاز دوره استعمار،ادعای دروغین مهدویت زیاد شد؟

چرا با آغاز دوره استعمار،ادعای دروغین مهدویت زیاد شد؟

بعد ار آغاز غیبت صغرا ،عده ای به خیال کسب مال ومقام، شروع به ادعای نیابت وبابیت حضرت مهدی(عج)کردندو افرادی مانندشریعتی، ثلمغانی ،نمیری،کرخی،حلاج،ابن ابی العزاقرو و...،خود را نایب وباب امام زمان(عج) نامیدند و بعد از اندک مدتی کم کم خود را امام وحتی پیامبر نامیدند.

ادعای نیابت وحتی ادعای مهدویت که برای رسیدن به مال ومقام دنیوی وفریب دادن مردم ساده دل بود،بعد از آغاز غیبت کبری نیز ادامه یافت وعده ای با فریب مردم،عده ای به فتنه انگیزی پرداختند وبعد ازبین رفتند تا اینکه نوبت به استعمار رسید، دولتهای استعماری که در طول جنگ های صلیبی، طعم شکست را چشیده بودند،بعد از آغاز رسانس ونفوذبه کشورهای آفریقایی وآسیایی،به این نتیجه رسیدند  که برای نفوذدر کشورهای اسلامی ،چاره ای جز ایجاد اختلاف های دینی ندارند.

همفر(جاسوس انگلیس) هنگام توضیح مواد موافقت نامه مقامات بلند پایه وزارت مستعمرات بریتانیا برای شکست و نابودی اسلام،به 14 بند از آن اشاره میکند ،در بند 6 چنین آمده است:تبلیغ عقاید ومذاهب من درآوردی وساختگی در مناطق اسلامی با برنامه ریزی آگاهانه ومنظم به گونه ای که تبلیغ پس از ارزیابی زمینه های مساعد فکری در اقشار مردم صورت میگیرد ... واختلاف ها ودرگیری های شدیدی بین این فرقه ها برپا گردد تا بدان جا که هر فرقه ای خود را مسلمان واقعی ودیگران را مرتد وکافر و واجب القتل پندارد.

استعمار غرب روشهای گوناگونی رابرای تحقق این هدف در پیش گرفت، یکی از آنها،روشی بود که در یک برهه از زمان، مبارزان مسلمان برای مبارزه بااستعمارازآن استفاده کرده بودند،روش ادعای مهدویت ازسوی برخی مسلمانان آفریقا بود، استعمار می خواست از این حربه برای شکست خود مسلمانان (اسلام)استفاده کند.

استعمارانگلیس،طعم مبارزه بامهدی سودانی راکه با ادعا ی مهدویت،عده ای رابه دورخودگردآوردوجنگ های بسیاری با دولت مصروحتی انگلیس کرد.ودر نتیجه با این حرکت در راه رسیدن به اهداف خویش استفاده کرد وبا تشویق عده ای برای ادعای مهدویت،ایجاد تفرقه میان مسلمانان را پی می گرفت.

در کتاب ادیان ومهدویت،در فصلی بنام(مدعیان مهدویت)حدودا از 46 نفر نام برده شده است، که  مدعی مهدویت شده اند،هر چند تعداد مدعیان مهدویت بیش از این مقدار است،ولی بایددانست که اوج این ادعاها،دردوره استعمار بوده است ،مولف کتاب مذکور در ادامه می نویسد:اشخاص دیگری مدعی مهدویت شدند که سیاست خارجی،آنها راتحریک نمودوگرنه فرومایگی آنها مانند آفتاب آشکار شد مانند:سید علی مهد باب،میرزا یحیی ازل،حسین علی عبد البهاد،یوسف خواجه کاشغری که گفت:من امام زمان هستم وپیشوای ترکمه گردید و29 هزار ترکمن د رکنار رود گرگاه یا قشون ایران مصادف شده ونظایر بسیار در اطراف جهان از آنها دیده شده است. استعمار،در هندوستان نیز احمدخان قادیانی را به این ادعا بر انگیخت وفرقه قادیانیه را ایجاد کرد،این فرقه بعد ها به 2فرقه تقسیم شدوهم اکنون نیز در پاکستان به حیات خود ادامه می دهد.

پی نوشت:بحار الانوار ج51 ص367 و381 /خاطرات همفر(جاسوس انگلیس در ممالک اسلامی)ص193 /ادیان ومهدویت ص71 / فرق ومذاهب کلامی ص 345 و347 /

منبع: هفته نامه پرتو سخن ص 7 شماره 585

 

خواندن دعای فرج در نیمه شعبان

خواندن دعای فرج در نیمه شعبان

درهرکجا که هستید در شب نیمه شعبان ساعت 11 شب دعای فرج اللهم کن لولیک ...

را به نیت تعجیل در فرج حضرت ولی عصر (ارواحنا لهوالفدا) قرائت نمایید.

دوستانی که تمایل دارند،در وبلاگ خود اطلاع رسانی کنند، و عکس زیر را در وبلاگ خود قرار دهند.

مرجع عالیقدرآیت الله وحید خراسانی درهمین خصوص درسخنانی فرمودند: سزاوار است عموم مؤمنین و مؤمنات در آن شب عزیز پس از قرائت سوره یس و اهداء آن به آستان مقدس ولیعصر ارواحنا فداه و خواندن زیارت سلام علی آل یس، رأس ساعت 11 شب نیمه شعبان دعای فرج را بخوانند و تعجیل ظهور مولود نیمه شعبان را از خداوند متعال درخواست کنند.
به همچنین مناسب است تا در تمامی مکان های مقدس و مجالس جشن و سروری که در آن شب تشکیل میگردد این قرائت سوره یس و دعا و توسل همگانی انجام گیرد.

" اللهم عجل لولیک الفرج "

منبع:شیعه نیوز

اداب احترام به امام عصر(عج)

علت برخواستن به موقع ذکر نام قائم(عج)

در بین اعراب در قدیم الایام یکی از نشانه های استیصال ودرماندگی وناچاری دست بر سر نهادن است وچنان چه در تاریخ هم نقل شده حضرت زینب(س) در بالای تل زینبیه وقتی دید شمر بر سینه امام حسین(ع) نشسته است دو دست خود را بر سر نهاد که نشانه ناچاری ونهایت مصیبت را حکایت میکند ودر یک نگاه عرفی نیز می تون اینگونه گفت: یا مهدی(عج) تاج سر مائی، آنچه واضح است این است که این حرکت ریشه روایی دارد وحرکتی است مودبانه در مقابل امام حاضر وناضر حضرت مهدی موعود(عج)،در روایات اشاره شده که چگونه بایستی به وجود نازنین آن سرور احترام گذاشت .

علت برخواستن به موقع ذکر نام قائم(عج)

ازامام صادق(ع)سوال شد علت قیام در موقع ذکر نام قائم چیست؟

حضرت فرمودند: صاحب الامر غیبت بسیار طولانی دارد و از کثرت لطف ومحبتی که به دوستانش دارد هر کس وی را به لقب قائم (عج) یاد کند آن حضرت هم نظری به او خواهد نمود وچون در این موقع مورد توجه امام قرار می گیرد شایسته است از باب احترام به پا خیزد واز خدا تعجیل در فرجش را بخواهد.

 علت دست بر سر نهادن در موقع ذکر نام امام عصر(عج) چیست؟

امام رضا(ع) در باب علت دست بر سر نهادن به هنگام ذکر نام شریه امام عصر(عج) در ضمن عبارتی میفرماید:<<عبد خاضع هنگام مشاهده ی مولایش چنین میکند>> و خود امام رضا(ع) نیز چنین میکرد وبه نحوی که گویا امام زمان(عج) آن حضرت را مشاهده می کند. درحضور امام رضا(ع) در خراسان کلمه قائم ذکر شد،حضرت برخواست ودستش را بر سر نهاد وگفت: ((اللهم عجل فرجه وسهل مخرجه)) یعنی :خداوندا در فرجش شتاب کن وراه ظهور او را آسان گردان .

توضیح: برخواستن به احترام نام مبارک ونورانی امام عصر (عج) حتی دربعضی مواقع واجب می شود، مثلا چنان چه جمعی حضور داشته باشند که آن جمع پس از شنیدن نام مبارک امام از جا بلند شوندو یک نفر بلند نشود این از مصادیق بی اعتنائی به امام خواهد بود ،چرا که چنین وانمود می شود.

منابع: الزام الناصب،ج 1 ص271 / بحار الانوار،ج51 ص30 / منتخب الاثر،باب3،فصل 10،حدیث4، ص140

چگونگی استفاده از وجود امام زمان(عج)در دوران غیبت

سوال:در دوران غیبت حضرت مهدی(عج)شیعیان چگونه از وجود او استفاده می کنند؟

در پاسخ به این سوال یاد شده یاد آور میشویم که این سوال تازگی نداشته وتنها در عصر ما مطرح نشده است بلکه از روایات اسلامی بر می آید که حتی پیش از تولد حضرت قائم (عج) نیز این سوال مطرح بوده وهنگامی که پیامبر اسلام (ص) وائمه علیهم السلام  از حضرت مهدی (عج) وغیبت طولانی او سخن به میان می آوردند با چنین سوالی روبرو می شدند وبه آنها پاسخ می گفتند و ما هم برای پاسخ به این سوال چند نمونه از روایات  اهل البیت را ذکر می کنیم:

1- پیامبر اکرم(ص) در پاسخ این پرسش که آیا شیعه در زمان غیبت از وجودقائم فایده ایی می برد؟فرمودند:بلی،سوگندبه پروردگاری که مرا به پیامبری برانگیخت، دردوران غیبت ازاونفع می برند وازنور ولایتش بهره می گیرند،همان گونه که ازخورشید به هنگام قرار گرفتن درپشت ابرها استفاده میکنند.

2- امام صادق (ع) فرمودند:از روزی که خداوند حضرت آدم راآفریده تا روز رستاخیز، زمین هیچ گاه خالی ازحجت نبوده ونخواهدبود،یا حجت ظاهر وآشکار یا غایب وپنهان،واگرحجت خدا نباشد خدا ستایش نمی شود، راوی پرسید مردم چگونه از امام غایب وپنهان استفاده می کنند؟حضرت فرمودند:آنچنان که ازخورشیدپشت ابراستفاده می کنند.

3- حضرت مهدی(عج) نیز روی این معنا تکیه کرده است ودر توقیعی که آن حضرت در پاسخ به سوالات اسحاق بن یعقوب صادر فرموده وتوسط محمدبن عثمان تحویل اسحاق گردید ،چنین نوشتند: اما چگونگی استفاده مردم از من همچون استفاده آنها از خورشید، هنگامی که در پشت ابر پنهان می شود.

منبع: کتاب سیره پیشوایان ص 717و718

 

سالگرد رحلت حضرت امام خمینی (ره)

امام خمینی(ره) کیست ؟

رادیو بی بی سی هنگام اعلام درگذشت امام گفت :
امروز مردی چشم از جهان فرو بست که با درگذشت او چشم های بسیاری در جهان غرب آسوده خوابید .
چرا یک انسان به اینجا می رسد ؟
جهان بزرگ و قدرتمند غرب ، از چه چیز این پیرمرد هشتاد و هفت ساله می ترسید ؟
چطور می شود که در سال 57 ، پیرمردی هفتاد پنج ساله ، تجسم خواست ملیون ها انسان می گردد ؟
چرا در هنگامه انقلاب ، پیر و جوان ،‌ مذهبی و مارکسیست ، کرد و لر و عرب و فارس ، تنها و تنها یک مرد را در افق نگاه خود می نگریستند ؟
چرا آن زن ارمنی ،‌ در هنگام عبور تشییع کنندگان امام ، بر در خانه خود می ایستد و آرام آرام می گرید ؟
گویی همه تاریخ یک ملت در وجود این مرد خلاصه شده است .
گویی همه بغض های فرو خفته هزاران مادر فرزند از دست داده ، از گلوی این پیرمرد به فریاد در آمده است .
همه تاریخ معاصر ما ، درد است و سرکوب و سختی و هجوم بیگانه ، و این مرد تجسم خواست یک ملت است تا بر همه این تسلسل باطل پایان ببخشد
تسلسلی از تباهی ها و خود فروشی ها ، دخالت بیگانه و شکست و قتل عام همه مصلحان و خیرخواهان این ملت .
هنگامه انقلاب است ، انقلابی بزرگ با امیدهایی نهفته اما درخشان و رهایی بخش .
رهبر این انقلاب تنها کسی می تواند باشد که امواج خروشان این انقلاب او را بپذیرد و نماینده و راهبر خویش بشناسد .
مبارز و تبعیدی ، صنعتگر و بازاری ، دانشجو و طلبه ، خانه دار و دانش آموز ، همه و همه به خروش آمده بودند .
نوعی انتظار مطرح بود ،
انتظار برای حکومت صالحان ، برای برپایی همه امیدهای یک ملت ، یک نسل و یک جامعه .
تحقق امیدهایی که دویست سال در این خانه ندا داده شد و محقق نشد .
امیدهایی که بهترین های یک ملت بر سر آن به باغ فین کشانده شدند ، با کودتا نابود شدند و عاقبت در زندان های ساواک پرپر گشتند .
و براستی چه کسی می توانست مظهر همه این امیدها باشد ؟
شهید مطهری در توصیف امام می گوید :
چه بگویم از کسی که صحبت از او همه وجودم را به لرزه در می آورد . خیلی کم می شود که تمام تجسم خواست یک ملت در وجود یک مرد خلاصه شده باشد .

بر گرفته از دانش نامه رشد

مهدی جان، آقای من

مهدی جان، آقای من

الا مسافر صحرا خدا کند که بيايي
اميد غائب زهرا، خدا کند که بيايي

کنون که دل شده پر خون براي خاطر مجنون
تو اي حقيقت ليلا، خدا کند که بيايي

براي اينکه ببينم پس از غياب هزاره
مزار مخفي زهرا، خدا کند که بيايي

دلم دوباره ز غمها کنون رميده زِهًرجا
گرفته بهر تو تنها، خدا کند که بيايي

به انتظار قدومت، دو ديده دوخته ام من
به قفل بسته درها، خدا کند که بيايي

دوباره روز گذشت و نيامدي تو وليکن
براي لحظه فردا، خدا کند که بيايي

ميان عاشق و معشوق، چه جاي قيد و مکاني
چه اين مکان و چه هرجا، خدا کند که بيايي

بدون حُسن تو اي گُل بهار جلوه ندارد
گل شکفته زيبا، خدا کند که بيايي

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

آقا جان بیا

بیا آقا که منتظرندشیعیان تو

و جمعه ای دیگر آمد ...

و باز هم نیامدی !

آقا جان ، این روزها شیعیانت را به بهانه های واهی به شهادت می رسانند و کسی نیست که به فریادشان برسد و ما نیز جز دعا کاری از دستمان برنمی آید ....

آقا جان ، این روزها باز نائب ، سید علی خامنه ای ، غمگین است ... چرا که شیعیانت را می کشند ....

آقا جان ، این روزها شیعیان فقط حکومت اسلام را می خواهند ، آن هم حکومتی علی وار که جز خودت توانایی احقاق آن را نداری ....

آقا جان ، این روزها عجیب دلم هوایت را کرده است ... شاید عمرم کفاف ندهد که این ایام فاطمیه عزادار مادرت باشم و شاید هم اصلا دعوت نشوم ! اما دلم امسال جور دیگری است .... قلبم تند تر از پارسال می تپد ... انگار که صدای آمدنت را از پرستوهای بهاری می شنوم و بوی خوشت را از بهار استشمام می کنم ...

شاید شما هم این روزها ، بیشتر برای شیعیانتان دعا می کنید ! ما که از دیروز بیشتر برای شما دعا می کنیم !

نمی دانیم که عمرم اجازه می دهد که با تمام وجودم سلام علی آل یس بگویم و بر دستانت بوسه بزنم و غلامت باشم یا نه ......کاش ....

آقا جان ، زودتر بیا ! من از خود می ترسم ! می ترسم که در این روزگار عوض شوم ! می ترسم که تا وقتی تو بیایی ، به همه ی آرمان هایم پشت پا بزنم ....

آقا جان ، بیا ....

بیا و دنیایی را غرق شادی کن ....

بیا ! بیا که ما منتظرت هستیم !

اللهم عجل لولیک الفرج

لینکستان در سمت راست وبلاگ

قابل توجه دوستان

 با توجه به مشکلی که در بلاگفا بوجود آمدوتمام لینکهای

وبلاگ دوستان حذف شد(۲۰۳لینک) از دوستان تقاضا میشود

لینک وبلاگ خود را به همراه اسم وبلاگ در نظرات قرار دهند

    تا دوباره در پیواندهای وبلاگ قرار دهیم

(۱۳۹۰/۱۰/۲۵)

بانوی بی حرم

بانوی بی حرم

الله هم صلی علی فاطمة و ابیها و بعلها و بنیها و سر المستودع فیها بعدد ما احاط به علمک..
سلام دوستان عزيز...
در نظر داريم براي با شكوه برگزار شدن فاطميه امسال در فضاي مجازي طرح (((بانوي بي حرم))) را اجرا نمائيم..
اين طرح براي امسال شامل 2 بخش مي باشد:
1.كد 18 نوحه زيبا و دلنشين از مداحان اهل البيت(عليهما السلام) براي اجرا در وبلاگها و سايتها
2.كد 12 لوگوي سه گوش براي بالاي وبلاگها و سايتها

 برای دریافت کد لوگو به پایگاه مذهبی شور حسین(عليهما السلام)مراجعه فرمایید

لطفا مطلب پایین را قرائت فرمایید